Tuesday, July 28, 2009

داستان ما و خودکامه پروران مزد بگير

میترا

با نام و یاد مهر ، خداوند راه دانائی و روشنائی

شگفت روزگاری ست بیگاه

این نمورین زمین ، نامور از خون ها

گوش های بسته راه ، بر ندای ندا

هابیل رفت ، قابیل آمد

هابیلیان آمدند ،

قابیلیان خم شدند

هابیلیان ، خر شدند

 و تاریخ تکرار شد !

*****

دوره کردن سفرهای تاریخی ، بی نوشتار رونویسی شده ای از سفر سنگ ، دور زدن خود ، مردم و تاریخ است .

به درازای تاریخ آدمین ، سنگ ها به راه افتادند و بر سر دیکتاتورها فرو آمدند ؛ سر بیدادگری شکست تا خود محور دیگری سر بلند کند .

سروده ای از سال پنجاه و نه تهران : ” یاران من ، دیگر چه کس را بلند کنیم و بر پیکره اش قلم زنیم ، تا او به کشتار ما برخیزد و ما به او سلام کنیم

درد تاریخی آدمی ، دیکتاتورها نیستند ، درد بزرگ ما خودکامه پروران هستند .

این ها چشم در راه بلند شدن دیکتاتورها ، هم چون موش های موذی به کمین می نشینند و هر بار که زورگوئی اراده مردم را زیر خواسته خود می پوشاند ، این پرورش یافتگان دوره های خودکامگی ، مزدوری ، خود فروشی ، خانواده فروشی ، مردم فروشی و مردم خواری ، گرد وی حلقه می زنند و جنایت ها را تکرار می کنند .

بارها به وارونه بینی های ذهن آدمی اشاره کردم و این که برای یک بار باید این پدیده به رسوائی شناخته و شکافته شود .

تا راه از چاه نشناخته ایم ، براه افتادن ، چیزی بر جای نمی گزارد ، جز زمین خوردن !

ای داد

او

Posted by آسور at 11:55:34
Comments

Leave a Reply