ننگ مسلمانی
با نام و ياد ميترا
مهربان
درود بر شما
جای بسی قدردانی و سپاس می ماند برای سردمداران نظام جمهوری اسلامی از اين مبارزان ارزشمندی که در تاريخ خيانت مبارزين به مردم خود و خود ، بی سابقه است .
مبارزانی که اساسا نوع پيشتازی و تک تازیهاشان بر حذف هم راهان و همگرايان برنامه ريزی شده و سر نخ حرکتهای براندازانهشان در دست امثال مرتضوی و اژه ای گره خورده و دستگير شدههاشان در اوج غربت و تنهائی گرفتار دژخيمان سياه پوش و سياه انديش و سياه کار ، می شوند و به شهادت تاريخ ، ابزاری می شوند برای سرکوب جنبش رهائی بخش که وجود خارجی ندارد و يا جنبش آگاهی بخش که کسی را آگاهی و اشرافی بر مسائل ريشه ای نيست وصورت مسئلههائی مهم ، که بدليل اهميت ، پاکشان می کنيم و بی توجه از کنار آن ها رد می شويم .
شور و شوق نوشتن را خاموش می کنند و ميل شديد به گفتن و نظر دادن را در خود تشديد ، اما از ترس نمی نويسند و حوزههای دخول را محدود و مقيد می کنند و برای هر قيد تقدسی آسمانی بنا می کنند و حاضر نيستند در محدوده مقدسات قلم بدست بگيرند که حکم نويسندگان را شارع مقدس حضرت سيد علی خامنه ای ، مقام عظمای رهبری از پيش تعئين نموده اند .
پيش از آن که فراموش کنم در جواب فرمانده بسيج که فرمودند : برای ورود بسيجيان به عرصه سياست منعی وجود ندارد ؛ بايد عرض کنم در سی سال گذشته که ورود به عرصه سياست محدود به شرکت در رفراندوم و همه پرسی ها بوده همه مردم اعم از بسيجی و سپاهی و ارتشی ، لشکری و کشوری ، حق شرکت داشته اند اما بسيج يا ارتش و سپاه گوه می خورند وارد عرصه سياست و نقش و نقشه در سياست بشوند که اين گوه خورده شده و تاوان اين گوه خوریها در روزی که تاريکیها بکناری زده شده بيان آزاد شد و پرده ها به کناری رفتند ، پس داده خواهد شد ؛ که اين از اموری است که اين بار برای مردم بزرگی که هر سی سال يک بار بر ديکتاتوری می تازد و ديکتاتور را نابود می کند با کرت های سابق فرق دارد و قرار است که درس بزرگی به تاريخ داده شود تا مزدوران و دزدان انقلاب ها ، جرات حضور در عرصه بلبشو را به خود ندهند .
پا فشاری زيادی می کنم بر سحر و جادو در کلام عرب و زبان قرآن که خوب گفته ، بد می پرورد ! وارونه سازی از محسنات پنهان اديان ابراهيمی است که بشر را به ورطه سياهی و پليدی سوق خواهد داد .
توجه کنيد به گذشته اديان آسمانی و راههائی که يکصد و بيست و چهار هزار پيامبر به ادعائی ، از سوی خدا و برای هدايت بشر آمدند و آن کردند که نبايد !
پيامبران الهی هر جا توانستند قوم و گروهی را گرد آورند ، به جان و مال و ناموس ملت ها رحم نکردند و حکم حليّت غارت و چپاول و تجاوز ، حتی به کودکان را صادر کردند و کراهتی در تجاوز به ناموس مغلوب بر نشمردند !
گفتم : هر آن کاو ، به ناموس مغلوب در جنگ تجاوز نمود
خودش ، مادرش ، خواهرش ، جنده بود !
محمّد ، سکندر ، حسن يا حسين ، هر که بود
تو دانش که الحق زنازاده بود .
در طول تاريخ بشری مردم جاهل و نادان به رهبری مبلغان و ساحران ، رو در روی فلاسفه و دانشمندان خود ايستادند و نفی کردند علم را و منع کردند ، دانش را و رواج دادند ، جهل و خريت را ، بنام دين !
بايد خرده گرفت بر دانشمندان کم خرد و گمراه زمين از ارسطو و افلاطون ، سقراط و بقراط تا بوعلی و صدرا و خمينی و يا فلاسفه نوظهور اروپائی که بعد از رنسانس به نت برداری از کتب علميه اسلامی که نوشته ايرانيان بی اصل و نسب از ميان دانشمندانی که نام ايرانی و کلامی عربی داشته اند و شده اند افتخار و ضامن اسلام که اگر نبودند اين انسانهای بی وطن و خودباختهی به اسارت رفته و به بردگی تمکين کرده ؛ امروز از اسلام و مسلمانی اثری بر زمين نمانده بود که نژاد عرب پست تر و زبون تر از آن است که مکتب و مرامی داشته باشد و بشناسد .
اروپائیهائی وقتی توانستند نيمی از بندها و قيدهای مذهب سياه مسيحيت در روزگار اقتدار را از ميان ببرند و پس بزنند و در سايه آزادی بيان ، بياناتی در خور تامل داشته باشند ؛ تا آن جا که مردم نادان زمين به دانش مخرب غرب خيره مانده و غافل شده اند از طبيعتی که به دانش اين دانشمندان رو به نابودی است و از نشانه هايش ، زندگی نکردن عمومی بشر در همه جهان .
پيچيدگیهای گمراهی و جهالت بشر آنقدر در هم تنيده و سردرگم است که برای رساندن و تفهيم کلام از نقطه مشخصی نمی توان شروع کرد و امروز همين پيچيدگی ها شده است ابزار قدرت ستمگران و سرکوبگران که مردم زمين به درک باور « امام » نرسيده اند و چرا نرسيده اند ؟ چون شيعهی جادوگر ، امامت را موکول و موقوف به دوازده تن کرده که يازده تن از ايشان مرده اند و دوازدهمی در غيبت است ! بسيار عجيب است که مردگان دستشان از دنيا کوتاه نمی شود !.
چگونه می توان افکار احمدی نژادی را در بوته تجزيه قرار داد وقتی می گويد : امام زمان که تنها نمی آيند ، ايشون با يکصد و بيست و چهار هزار پيامبر و اعوان و انصارشان تشريف می آورند ! صد رحمت به خر که اگر ديد يک خری مرد ، می فهمه که اين خره مرده و ديگه به بلند شدنش اميدی نيست و شيعيان نادان متوسل به مردگان و اماکن می شوند ! چرا که ؟ محمد از حق ارتباط با خدا محروم بوده و ملتزم به دريافت فيض از طريق واسطه و کدام واسط و هائل که ، « گبرئيل » ، مردی از مردم « گبری » ، مردی که دين و راهش را در حيطه اختيار و تسلط خداوند « گبار » بر شمرده و در برابر قضا و قدر ، از خود سلب اختيار کرده و امور را به « اين جهان کوه است و فعل ما صدا ، سوی ما آيد صداها را ندا » ربط داده و در زندگی مراقب است تا « نيت بد ، گفتن بد ، کار بد » مرتکب نشود که برای هر « انديشه و سخن و کرداری » سزائی در سيستم آفرينش کارسازی و تعبيه شده است .
برای امتی که پيامبرشان از حق ارتباط با خدائی که از رگ گردن به انسان ها نزديک تر است ، محروم بوده ، فرض ارتباط با خدا محال است و چنين است که هر جا سخن از جنايت و فسادی ننگين هست ، رد پائی از مسلمانان در آن يافت خواهد شد که فرمان از شيطان می برند و شياطين را بهره مند و متمتع می سازند از جان و مال و ناموس پيروان که رهبران مسلمان تنها در انديشه غارت و تجاوز بسر می برند و دمی از هيولا خارج شدن را بر نمی تابند .
بعض انسان های نادان و پيشداور ، ما را اسلام ستيز و عرب ستيز می خوانند در حاليکه سخن از ستيز نيست و گفتار ما بر اساس شناخت و آگاهی است و چه مهمی ، برتر از شناخت حقيقت دين و ريشه باور خائنانه بشر به خود ، بر ارسال پيامبران از سوی خدا ! و پشتيبانی از بنای رفيع تجاوز و غارت ، بنام خدا ! و اين تاريخ ننگ و نکبتی که به آن سربلندی می کرديم .
اشاره ای کوتاه به تجاوز « ابراهيم » به هاجر و تولد « اسماعيل » و آن همه بازی های جنايت کارانه که بر هاجر و فرزند ناخواسته اش روا داشتند و خدا را حيوانی جنايت پيشه ، بی رحم ، نابخشنده و نامهربان معرفی کردند که دل در گرو آزار بندگان سپرده و هر نوع لذت و زندگی را کريه جلوه داده ، صواب را گناه و گناه را صواب جلوه داده .
در تأکيد روی واقعيت جادو و سحر کلام عرب توجه کنيد به « الله الرحمن الرحيم » که احکام قطع و مثله و اعدام و شکنجه و سنگسار ، قتل و غارت و تجاوز را صادر می کند و هنوز کسی باور نمی کند که در زبان و مرام اقوام ديو پرست ، نشانی از روشنائی و بينش نيست و هر چه هست ، جادو و افسون است و خمير مايه ای از راه خدا که پنهان است از چشم حراميان و راهزانان ، کفار و مشرکين ِ ملحد که ارتداد را پيروی قلمداد کرده و بر پرستش شيطان اصرار می ورزد ؛ چنانکه خدا پرستی را سزای مرگ فرمان می دهد ، اما با احکام وارونه !
از مصاديق وارونه کاری مسلمين ، همين بس که در ياد روز مخالفت جهانی با خشونت بر عليه خانم ها ، خانمی ستمديده را اعدام می کنند و در مخالفت با همت و غيرت مردم جهان بر عليه خشونت ، اعدام و سنگسار ، احکام اعدام اجرا می کنند و حکم به سنگسار ميدهند .
ما مردم نادان و عقب مانده ای که از داستان ضحاک ، همان باور کرديم که بر شانه های نامردی از تبار اعراب به بوسه های شيطان بر شانههايش مار سبز شده و اين مارها خوراکی از مغز و مخ مردم سهميه داشته است و نفهميديم که مار نماد مزدوران وابسته ايست که هم چون مار با نيش های زهرآگين مغزهای مردم خسته و درمانده می کنند آنقدر که روزانه ده هزار نفر در سه کشور ايران و عراق و افغانستان ، خوراک مارهای ضحاکی می شوند و مردم ما در انتظار سبز شدن مار بر دوشهای ضحاک زمان نشستهاند .
نشانه های خود بخواب زدگی در اين مردم به روشنی ديده می شود ! اما تعجب ندارد که اين مردم پيوسته بر بهترين گزينهها ، تيک زده اند و تيک امروز از آن جهت است که آينده قابل پيش بينی نيست و از آن اعتماد که سی سال کشور و ملتی را بر باد داد ، کمتر خبر و اثری می بينيم .
ما ديگر به خودمان هم اعتماد نداريم .
ای داد تا بعد
او