Saturday, August 30, 2008

ادعای پوچ دولت نهم در مورد ارزان شدن مسکن در ايران

ادعای پوچ دولت نهم در مورد ارزان شدن مسکن در ایران 

 

 

مقدمه

در حالی که دولت نالایق محمود احمدی نژاد مسئله مسکن را در بوق و کرنا کرده و مدام داد سخن بر می آورد که مسکن در دوران حکومت او ارزان شده،این موضوع از نگاه منتقدان دولت تاحدود زیادی مسکوت مانده است.در حالی که مسئله مسکن برای ایرانیان بسیار مهم می نماید.دراین نوشتار کوتاه سعی بر این می رود که نگاهی دقیق تر به این پرسش بیاندازیم که آیا واقعا قیمت مسکن در ایران ارزان شده است؟

 

مسکن و اقتصاد بیمار

بی شک یکی از دلایل بیمار بودن اقتصاد یک کشور تبدیل به سرمایه شدن مسکن( وحتی خودرو) در آن کشور است.این بدان معناست که( مسکن و خودرو) تبدیل می شود به جایی برای انباشت سرمایه های مردمی.و این امر ناخودآگاه تورم شدید قیمت هارا در پی دارد.زیرا همگی در پی آن هستند که پول امروزشان را فردا دو برابر برداشت کنند.البته به نظر می رسد که این امر به غیر از کمبود فرهنگی(همان یک شبه پول دار شدن!) دلیلی مهمتر دارد.دردولتهایی که دست مردم برای خلاق بودن و تولیدکننده بودن بسته است،همگی به سمتی می روند که پول خود را جای دیگری سرمایه گذاری کنند.آیا تا به حال به این نکته اندیشیده اید که اگر مقداری پول برای یک کار تولیدی و یا هر کار دیگری جهت سرمایه گذاری داشته باشید،چگونه می توانید آن را درقالب قوانین دولت  جمهوری اسلامی سرمایه گذاری کنید و از همه مهمتر اینکه خیالتان راحت باشد که سرمایه خود را نباخته اید؟ بلافاصله تا اولین قدم را برای سرمایه گذاری بردارید،انواع مامورین حکومتی به سراغ شما می آید.از مامور مالیات و شهرداری گرفته تا آب و برق.پس بهترین کار این است که پول خود را بردارید و مسکنی یا زمینی هر چند کوچک بخرید زیرا درصد رشداش از بسیاری دیگر از سرمایه گذاری ها بیشتر است.

در مورد ادعای دولت نهم

اما دولت نهم در حداقل دو سال گذشته بارها با افتخار ادعا می کند که قیمت مسکن را کنترل کرده است و این ادعا در سال 1378 بسیار بیشتر شده است.اما داستان چیست؟چگونه می شود که دولت نهم در سال 1387(حداق در 6ماه اول آن) با تبلیغات گسترده ،خود را میراث دار ارزانی مسکن در ایران می داند؟مگر ممکن است در دولتی که اقتصاداش بصورتی دهشتناک تورمی ست ،ارزانی هم مشاهده شود؟

در اینجا چند فرضیه به ذهن می رسد.اول اینکه گفته شود حتما مردم دست از سرمایه گذاری در بخش مسکن برداشته اند.این ادعا به کلی باطل است.زیرا شواهد امر این را نشان نمی دهد.و فرهنگ سرمایه گذاری در بخش مسکن بی شک یک شبه تغییر نمی کند.نکته دوم  می تواند این باشد که به دلیل گرانی های بی رویه در سالهای اخیر در این بخش بازار اشباع شده است.این نکته تا حدودی صحیح است.و می شود بر روی آن تاکید کرد.اما به نظر من مهمترین مسئله در مورد بازار مسکن تخصیص ندادن اعتبارات برای وام مسکن به بانکهاست.این امر شاید کمی سادلوحانه به نظر برسد اما کافی است که تنها سری به یکی از بانکها بزنید تا در جواب درخواست شما برای وام بشنوید که هنوز بعد از گذشت 6ماه از سال خبری از وام نیست.یعنی اینکه یکی از مهمترین منابعی که در دست ایرانیان برای خرید مسکن بود از بین رفته است.به خصوص جوانانی که در پی تشکیل خانواده هستند بهتر می فهمند که خریدن خانه بدون وام مسکن یعنی چه؟

از نظر این قلم بازار مسکن در ایران دچار رکود شده است نه اینکه ارزانی شامل اش شده باشد.رکود یکی از مهمترین دلایل وجود اقتصادی بیمار و در حال نابودی است.

دولت نهم اما می خواهد با تبلیغات مانع از این شود که کسی خرده ایی بر او بگیرد و حتی تا آنجا پیش می رود که می گوید ما قیمت ها را کنترل کرده ایم.اما به چه قیمتی؟راکت کردن قیمت ها که کنترل آن نیست.کنترل یعنی اینکه در بازاری رقابتی بتوان کنترل را در دست گرفت و مانع از آن شد که قیمت هر کالایی بی رویه بالا برود.

سخن در این مورد بسیار است.  منبع:     
http://iraneazademan.blogfa.com

Posted by آسور at 17:53:49 | Permalink | No Comments »

Monday, August 18, 2008

مردم : همه دل سوز منند ، دل من واسه کی بسوزه ؟



زبان حال مردم
مهربان
درود بر شما
همه دلسوز منند ، دل من واسه کی بسوزه ؟
اين هم نخواهد ماند ، ترديدی در اين کلام نيست که آمد و رفت ، قدرت ها از کوچک و  بزرگ ، روند غير قابل پيشگيری در نظام های يک سويه و غير مردمی بوده و هست و خواهد بود ! در سرزمين به خاک و خون نشسته من ، با برچسب « مردم » ، سرزمينی که هزاروچهارصد و اندی سال پيش در برابر تهاجم پست ترين قوم ساکن بر زمين ، اشغال شد ! تاريخ اشغال در ايران گواه ، حل شدن مردم مهاجم در فرهنگ و انديشه و راه مردم اين سرزمين بوده و هست و خواهد بود ، حتی اگر ايران از نقشه جغرافيای جهان حذف شود ! ما در ديگر ملل مضمحل نخواهيم شد ، اما !
دوستان ظاهرا متعصب و بسيار ميهن فروش در عمل و باطن ، شايد اشکال بگيرند که : « سقت سياه ، پيش بينی بد نکن » !. ما مردم توهم و خيال هستيم و به هر چه پيش آيد ، خوش آيد ، تکيه کرده ، دم را غنيمت می شماريم و کار را به همت همسايه پيش بينی کرده ، پيش می بريم !
ششصد سال است که بزرگان انديشه ، فرهنگ و هنر ايران ، فرياد می زنند که اين حوزه های علميه شيعی توسط ، دشمنان اشغالگر ما يعنی ، مردم بی سرزمين « صفويه ، مفت خوارگان لبنان و جبل عامل ، دراويش پير پرست آناتولی و دربار انگليس » نوشته و تدوين گرديده است.
دانشمندان خودفروش که به شغل شريف آدم خواری عمر سپری کرده و از دانش و علمشان جز ننگ و سيه روزی بر جای نگذاشته اند ، در تلاشی چشمگير به پاک کردن صورت مسائل مشغولند و از جواب بی نياز .
نسبت هائی به آسمان و موجودات غريبش می دهند و در کمال وقاحت هم نشين زر و زور شده و با خفت و خواری تنگ به ننگ نيابت مبلغان مذهب که امروز در لباس قدرت نماد زور شده اند ،  داده ، تزوير پيشه می کنند .
گوئی در دنباله از غرب متمدن ، خود محوری تنها نيروی برتر است ، در ذهن درمانده علما و دانشمندان زمين  ، راه گم کردگان در شهوات از خودبينی و خويشتن پرستی ، تائيد طلبی و فريب مردم به کفر و نقاب ، شرک و الحاد و درخواست عمر های کوتاه تر برای  بشر !
مردم در توهم خويش در کارند تا چرخ آموزش و پرورش بگردش در آيد !
 تربيت و آموزش از مدرسه تا نشستن بر کرسی و پشت ميزها ، منبر و قضا !
دانش آموختگان امروز کمر همت بر فساد و تباهی به نوشيدن خون مردم ، بسته اند و هر روز از اين باغ ، بری می رسد و تازه از تازه تری !
به ياد آوريد فرموده خمينی بزرگ ! ؟ را که : « همه بدبختی های ما از « دانشگاه » است ! و امروز حوزه و دانشگاه !
در روزگار قدرت ، بدست آمده از پيوند « زر ، زور و تزوير » گوجه فرنگی ها سرطان گرفته شراب بوی خون خواهد داد .
 در کشاکش زندگی در زمان صدر نشينی‌ی ، کوتوله ها و بدترکيب ها ، آن چه از ارزش ساقط است ، دانش و علم است ، که علوم آسمانی و خارق العاده ای بر سرنوشت مردم دخيل شده اند و معجزه و جادو ، رمل و اسطرلاب و فال و پيش گوئی ، دخيل بستن و زيارت رفتن ، سهمی را برای گدايان و هنرمندان ، صدقه دادن ، نذر کردن مال حرام ، توسل به مردگان و اميد به ناممکن ها و پوشيدن ممکن ها ، امنيت در سستی و اهمال را ، تنبلی و لاشه خواری را و هزاران درد بی درمان ديگر ، که عالمان روشن فکر ما شده اند کديور و سروش ، قمشه ای و ازغدی که واقعا به جای قوقولی قوقو ، قد قد می کند و ازغد نمی افتد ، پيشانی نوشت می شوند .
برای مردم ما چه فرقی می کند که بيش از يک سوم روزهای سال را در تعطيل باشد . ما که کاری برای انجام دادن نداريم و غارتگران هم بی حضور ما راحت تر به کار خود می رسند !
دستان نوازشگر بر سرم می کشند و چون احساساتم قليان کرد و سر بزير افکندم ، خانه ام را خالی می کنند و بی حضور ما ، بر سر سفره مردم می برند که من با برچسب مردم ، جدا هستم از آن مردم !

او

Posted by آسور at 08:24:31 | Permalink | No Comments »

Wednesday, August 6, 2008

اعتراض وبلاگ نویسان به اعدام یعغوب مهرنهاد

Posted by آسور at 23:47:36 | Permalink | No Comments »